تبلیغات

Code Center

ساعت مچی

|

جلوگیری از کپی کردن مطالب

وبلاگ هنری و آشپزی گلفرنگ
 
وبلاگ هنری و آشپزی گلفرنگ
آموزش هنرهای دستی، آشپزی، خلاقیت، نقاشی، عکاسی،کاریکاتور و تصاویر جالب و ...
چهارشنبه 12 شهریور 1393 :: نویسنده : دوست گلفرنگ
سلام بر شما تمامی فارسی زبانان عزیز
من دوست گلفرنگ هستم. صاحب همین وبلاگ ایشان مدتی است که از اینجا کوچ کرده اند. و یک وبسایت پر و پیمون زده اند. اینجا را هم ترک کرده اند و سال ماهی هم برای گردگیری سر نمی زنند، از شما چه پنهان منزل خودشان را هم گردگیری نمی کنند چه برسد یک وبلاگ متروکه را.
داستان ورود من به این وبلاگ از آنجایی آغاز شد که خیلی اتفاقی با ایشان همسفر شدم و گفتند سایت دارند. من هم گفتم وبلاگ می خواهم ایشان گفتند که مدتی وبلاگ نویسی می کرده اند و الان دیگر به وبلاگشان سر نمی زنند تا اینکه من با پر رویی تمام گفتم وبلاگت رو می دی من؟و اینگونه شد که بدون چک و چانه زدن صاحب که نه، مستاجر این وبلاگ شدم. البته یک قول هایی را به صاحب محترم این وبلاگ محترم دادم، از جمله اینکه پست هایش را حذف نکنم، در عنوان فعلا تغییری به وجود نیاورم، لینکدونی اش را دست نزنم و از این جور حرف ها. می بیند حتی دلم نیامده اسم خودم را پای این مطلب یگذارم. می بینید چقدر وفادارم؟
چنانچه دنبال یک وبسایت هنری، آشپزی، خانه دای، بچه داری، شوهر داری،زن داری و ازدواج و ... هستید لطفا به سایت زندگی از آ...تا...ی سر بزنید. اگر هم سختی تان می آید کاری ندارد، روی یک کلمه از این وبلاگ کلیک کنید تا با باز شدن پنجره پاپ آپ وارد سایت تووووووووووووووپ ایشان شوید و کلی حال کنید با روش شیرازی پسند ایشان برای جذب بازدید. اگر عقل تان مثل من کم است و می خواهید پرت و چرت ها و خزعبلات یک دختر دیوانه را بخوانید خود دانید.





نوع مطلب : دلنوشته های دوست گلفرنگ، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
پنجشنبه 20 شهریور 1393 :: نویسنده : دوست گلفرنگ

قهر نکن عزیزم!
همیشه که عشق
پشت پنجره هامان سوت نمی زند
گاهی هم باد
شکوفه های آلوچه را می لرزاند
دنیا همیشه قشنگ نیست
پاشو عزیزم!
برایت یک سبد ،گل ِ نرگس آورده ام
با قصه ی آدمها روی پل
آدم ها روی پل راه می روند
آدم ها روی پل می ترسند
آدمها
روی پل
می میرند.

- ویسلاوا شیمبورسکا





نوع مطلب : مطالب جالب، 
برچسب ها : مطالب جالب،
لینک های مرتبط :
شنبه 15 شهریور 1393 :: نویسنده : دوست گلفرنگ

کرم‌ها می‌توانند
در تنگنای پیله
به پروانه‌های رنگین بدل شوند
مارها اما
هزار بار هم که پوست بیندازند
همان خزنده‌ی خطرناک باقی می‌مانند...

ما هم ریشمان را سه‌تیغه می‌کنیم،
به یک‌دیگر لب‌خند‌های نمکی می‌زنیم
و کلمه‌ی «عدالت» وِردِ زبانمان است اما
یک «داعشی» مدام
پرچمِ سیاهش را
در مغزهامان تکان می‌دهد...

وقتی خِرخِره‌ی هم را
از پشتِ فرمانِ ماشین‌هامان می‌جَویم
در خیابان
و کودکانمان را
به تماشای «مراسمِ اعدام» می‌بریم،
وقتی عقلِ زنان را گِرد می‌دانیم و
خواب‌هاشان را چپ
و دروغ‌های مصلحت‌آمیزمان
«سعدی» را حتا
در گورِ خاموشش
به رقصِ هیپ‌هاپ وا می‌دارد.

ما شناگرانِ ماهری هستیم
که هنوز
دریای خون را به خود ندیده‌اند! //






نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
شنبه 15 شهریور 1393 :: نویسنده : دوست گلفرنگ
سه نفر آمریکایی و سه نفر ایرانی با همدیگر برای شرکت در یک کنفرانس می رفتند. در ایستگاه قطار سه آمریکایی هر کدام یک بلیط خریدند، اما در کمال تعجب دیدند که ایرانی ها سه نفرشان یک بلیط خریده اند. یکی از آمریکایی ها گفت: چطور است که شما سه نفری با یک بلیط مسافرت می کنید؟ یکی از ایرانی ها گفت: صبر کن تا نشانت بدهیم.

همه سوار قطار شدند. آمریکایی ها روی صندلی های تعیین شده نشستند، اما ابرانی ها ها سه نفری رفتند توی یک توالت و در را روی خودشان قفل کردند. بعد، مامور کنترل قطار آمد و بلیط ها را کنترل کرد. بعد، در توالت را زد و گفت: بلیط، لطفا! بعد، در توالت باز شد و از لای در یک بلیط آمد بیرون، مامور قطار آن بلیط را نگاه کرد و به راهش ادامه داد.

آمریکایی ها که این را دیدند، به این نتیجه رسیدند که چقدر ابتکار هوشمندانه ای بوده است. بعد از کنفرانس آمریکایی ها تصمیم گرفتند در بازگشت همان کار ایرانی ها را انجام دهند تا از این طریق مقداری پول هم برای خودشان پس انداز کنند. وقتی به ایستگاه رسیدند، سه نفر آمریکایی یک بلیط خریدند، اما در کمال تعجب دیدند که آن سه ایرانی هیچ بلیطی نخریدند. یکی از آمریکایی ها پرسید: چطور می خواهید بدون بلیط سفر کنید؟ یکی از ایرانی ها گفت: صبر کن تا نشانت بدهم.

سه آمریکایی و سه ایرانی سوار قطار شدند، سه آمریکایی رفتند توی یک توالت و سه ایرانی هم رفتند توی توالت بغلی آمریکایی ها و قطار حرکت کرد. چند لحظه بعد از حرکت قطار یکی از ایرانی ها از توالت بیرون آمد و رفت جلوی توالت آمریکایی ها و گفت: بلیط ، لطفا.





نوع مطلب : مطالب جالب، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
جمعه 14 شهریور 1393 :: نویسنده : دوست گلفرنگ




نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
جمعه 14 شهریور 1393 :: نویسنده : دوست گلفرنگ
سه سال پیش در جشنواره ای با عارفه آشنا شدم. خوشگل، مهربان و هنرمند بود. با هم دوست شدیم و تا حالا هم دوست هستیم. عارفه ی ناز و دوست داشتنی من چند سالی بود از همسرش جدا شده بود. زن بسیار قوی و با اعتماد به نفسی بود. مثل همه ی آدم هایی که تا وقتی ازشان دوری بزرگ اند و وقتی بهشان نزدیک می شوی کوچک، ظریف و شکننده می شوند، عارفه هم چنین بود. وقتی به شهرشان رفتم و با هم زندگی کردیم تازه فهمیدم عارفه چقدر تنها، دل شکسته و بی کس است. به او گفتم خب عاشق مردی شو، یا با او ازدواج کن یا نکن. خیلی بهتر است که کسی را حداقل برای درد دل کردن داشته باشی.
آبان سال قبل بود به من تلفن زد و گفت که عاشق شده است. گفت تو مخ من رو زدی.
خیلی خوشحال شدم و برایش آرزوی خوشبختی کردم.
یک ماه پیش آمد پیش من.
ساعت 1و نیم شب بود که از راه رسید. گرسنه نبود چای خورد. شام نمی خورد و سیر بود. خسته بود. گفتم روی تخت من می خوابی یا کف اتاق؟
گفت: کف اتاق
چون تعارفی نیست اصرار نکردم روی تخت بخوابد.
پرسیدم: عشقت چطوره؟
با خواب آلودگی گفت: خوبه نمی خوام زنش رو طلاق بده.

ادامه مطلب


نوع مطلب : دلنوشته های دوست گلفرنگ، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
جمعه 14 شهریور 1393 :: نویسنده : دوست گلفرنگ
دیده اید بعضی ها را که همیشه خودشان را در زندگی با دیگران مقایسه می کنند آن هم از بدو تولد؟ از همان کودکی می گویند چرا اسباب بازی های دوستشان بیشتر و بهتر است. بزرگ که می شوند، چرا دوستمان موبایل بهتری دارد. یکم دیگر که می گذرد می گویند چرا او فلان رشته و در فلان دانشگاه قبول شد من نشدم. چرا او دکتر و مهندس شد من نشدم. چرا زن بهتری دارد و چرا شوهر بهتری دارد؟ چرا او باید ماشین بهتری سوار شود و در خانه ی بهتری بنشیند؟ همش تقصیر این پدر مادرهای ایرانی است که می گویند بچه از خواهرت یاد بگبر، از برادرت یادبگیر، از بچه ی شوهر خاله ی نوه عمه ی من یادبگیر.
من مدتی است که دیگر پایم را از مسابقه ی دوی این چنینی کنار کشیده ام. مسیر فرعی ای را پیدا کردم و آرام در آن پیش می روم. هر جا که بخواهم هم می نشینم و استراحت می کنم. توانایی من مثل بقیه نیست که در کنار آنها بدوم. از برخی قوی تر و از برخی ضعیف ترم. از دیدن ضعیف ترها نباید خوشحال شوم و با دیدن قوی ترها هم نباید ناراحت شوم. آخر این مسیر مرگ است که برای همه یکیست، حالا چه فرقی می کند کسی داراتر و کسی نداتر باشد، کسی زشت یا زیبا باشد. باید در مسیری که خودم انتخاب کرده ام حرکت کنم و لذت ببرم. همین.





نوع مطلب : دلنوشته های دوست گلفرنگ، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
جمعه 14 شهریور 1393 :: نویسنده : دوست گلفرنگ
جنتلمن یکی از پسرهای گروه کوهنوردی مان است. روزهایی که او سرپرست گروه می شود بسیار به ما تازه کوهنوردها خوش می گذرد چون خیلی رعایت حال خانم ها و تازه واردها را می کند و هر نیم ساعت به نیم ساعت از همه می پرسد آر بو اوکی؟ انگار به خانه شان مهمانی رفته ای.
جنتلمن با دیدن تو می فهمد که خسته ای ، گرسنه ای، تشته ای، دارد به تو خوش می گذرد یا بد. در جایی که لازم باشد دستت را می گیرد و در جایی که لازم نباشد نمی گیرد و تمام فنون کوه را به تو کم کم می آموزد.
یکی دو هفته ای است که جنتلمن برای من یک چیزی بیشتر از یک دوست کوه نورد است. دوست دارد تمرین های روزانه اش را با من انجام بدهد. دیگر می توانم به جنگل هایی که تاریک و ترسناک است هم بروم. من دیگر نمی ترسم. مادرم هر دیگر نمی ترسد چون جنتلمن کنار من است. او از نوادر شهر لام است.





نوع مطلب : دلنوشته های دوست گلفرنگ، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
پنجشنبه 13 شهریور 1393 :: نویسنده : دوست گلفرنگ
چند سالی است که موهایم را مداوم رنگ میکنم، تا جایی که خیلی از دوستانی که در این سال ها پیدا کرده ام، تا مدت ها فکر می کردند موهای من خرمایی است و بعضی اوقات می گفتند تو بوری، تا اینکه روزی با نشان دادن ریشه ی مشکی موهایم بهشان ثابت کردم که من هم ورژنی از دخترهای چشم وابرو مشکی این دیار  هستم.
رنگ موهای خودم را می خواهم چون مدت کوتاهیست که حس می کنم عاقل شده ام. چون دیگر نمی خواهم خیلی چیزها را تغییر بدهم. دیگر برایم مهم نیست که فلانی چرا از من خوشش نمی آید، یا چرا راننده تاکسی دوست دارد با من حرف بزند، یا چرا مادرم عاشقم نیست  وچرا خوب قرمه سبزی نمی پزد و این حرف ها.... تا اینکه رسیدم به رنگ موهایم.
موهایی که مشکی هستند اما نه مشکی پر کلاغی که برق آبی داشته باشد. نه مشکی چاینیز که ذغالی و مات باشد. یک نوع مشکی ت-خ- می با ته رنگ سبز هسند. درست همان رنگ چادر مشکی های زنان گدا. همان رنگی که لباسهای مشکی با پهن کردن در مقابل آفتاب پیدا می کنند.
امروز به این نتیجه رسیدم این نوع مشکی هم بد نیست. نور که بهش می خورد زیتونی تیره می شود. مانده ام موهایم بلند شود و به آرایشگاه بروم و سرهای خرمایی عاریتی را بچینم. دلم برای موهایی به رنگ چادر مشکی کهنه تنگ شده است.




نوع مطلب : دلنوشته های دوست گلفرنگ، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
پنجشنبه 13 شهریور 1393 :: نویسنده : دوست گلفرنگ




نوع مطلب : تصاویر جالب، 
برچسب ها : ترول های جالب و خنده دار،
لینک های مرتبط :
پنجشنبه 13 شهریور 1393 :: نویسنده : دوست گلفرنگ
این رو از سایت زندگی از آ...تا...ی براون گذاشتم. جون میده برای دخمل های شوموسکوموری



ادامه مطلب


نوع مطلب : کاردستی های نمدی، 
برچسب ها : سنجاق سر نمدی، کاردستی های نمدی،
لینک های مرتبط : زندگی از آ...تا...ی،
پنجشنبه 13 شهریور 1393 :: نویسنده : دوست گلفرنگ


عاشقت شدم از همان روز اولی که تو را در کافه دیدم. سفیدترین پسری بودی که در عمرم دیده بودم. از تمیزی برق می زدی. بوی جوراب نمی دادی، پشت گردنت هم مو نداشت. روی یقه ی پیراهنت چرک نبود. مثل این بود که غدد تولید عرق نداری. مثل مجسمه ی داوود بودی پسر.
دوست داشتم کنارم راه بیایی و همه ی آدم های شهر لام  که مرا می شناسند و نمی شناسند تو را با من ببینند. روزهای اول آشنایی مان عالی بود. از همه ی پسرهایی که در خیایان می دیدم خوشتیپ تر و زیباتر بودی و این خیلی حس خوبی بود.
مدتی گذشت و دیدم گوشه ای از قلبم دارد خالی می شود. تو آنقدر بزرگ نبودی قلبم را پر کنی. من دوست داشتم برای داشتنن من خودت را به آب و آتش بزنی. وقتی عصبانی و شاکی بودم سکوت نکنی و بگویی ناراحت نباش بانو  همه چیز درست می شود. دوست نداشتم سکوت کنی و احساس کنی که مرد رویاهای من نیستی و دیگر خبری ازت نشود و منتظر بمانی تا من بگویم برگرد.
دیگر مرد سفید بلوری نمی خواهم . دیگر به سیاهی و سفیدی و زردی و سرخی  فکر نمی کنم. بازوهای ساخته شده و ورزشکاری برایم مهم نیست. شانه ای می خواهم که زمانی که غمگینم سرم را رویش بگذارم.
زندگی من مثل یک جاده ی یک طرفه است. مسیرم دور برگردان ندارد، دنده عقب هم نمی توانم بروم. از تو عبور کردم پسر.








نوع مطلب : دلنوشته های دوست گلفرنگ، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
پنجشنبه 13 شهریور 1393 :: نویسنده : دوست گلفرنگ

من پیوسته از تو گریخته ام
و به اتاقم ، کتابهایم ، دوستانِ دیوانه ام
و افکارِ مالیخولیائی ام پناه برده ام

قبول دارم که کلّه شق بودم...
اما تو هم همواره فقط در پی اثبات سه چیز بودی :

اول آنکه در این ارتباط بی تقصیری
دوم آنکه من مقصرم
و سوم ، با بزرگواری تمام حاضری مرا ببخشی..

- فرانتس کافکا





نوع مطلب : دلنوشته های دوست گلفرنگ، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
پنجشنبه 13 شهریور 1393 :: نویسنده : دوست گلفرنگ
بعضی وقت ها بعضی زن ها می گفتند مردها همه مثل هم هستند فقط قیافه هایشان با هم فرق می کند. آن موقع زیادی جوان و بی تجربه بودم و باور نمی کردم. الان به این تتیجه رسیدم آن زن ها تا حد زیادی راست می گفتند. در اوایل آشنایی با یک پسر فکر می کنی عجب موجود منحصر به فردی است و موقع به هم زدن می بینی که با قبلی های تو و دوستانت هیچ فرقی ندارد. مثل رنگ کردن مو. میروی موهایت را زیتونی، مسی، قرمز، قهوه ای و ...می کنی و پس از یک ماه می شود همان رنگ قهوه ای روشن مایل به طلایی تهوع آوری که همه فکر می کنند رنگ موی طبیعی خودت است.




نوع مطلب : دلنوشته های دوست گلفرنگ، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
پنجشنبه 13 شهریور 1393 :: نویسنده : دوست گلفرنگ

من متولد شهر لام هستم. شهر لام بسیار قشنگ است اما مردمش زیاد قشنگ نیستند. مردم شهر لام طوری تو را در خیابان می بینند که انگار پدرشان را کشته ای. مردم شهر لام لبخند زدن بلد نیستند و قوی ترین تخیل را برای فکر کردن به چیزهای بد دارند. اگر ببینند دختری با پسری در گوشه ای ایستاده و با هم صحبت می کنند، یا در کنار هم قدم می زنند، یا حتی ببینند که تنهایید و دارید با موبایل صحبت می کنید، توی دهنشان می گویند فلانی هم آره و جالب ان است که این نتیجه گیری فقط در ذهن شان نمی ماند بلکه با سرعت نور گسترش پیدا می کند و می بینید که سر کار رفته اید و همکارتان می پرسد: دیروز فلان جا با کی بودی؟
مردم شهر لام علاقه ی شدیدی به سیستم ارتباطی برنده بازنده دارند. در این سیستم طرفین به جای اینکه ارتباط مفید و سازنده ای با هم داشته باشند و از معاشرت با هم لذت ببرند، دائم می خواهند بگویند من بهترم، من پولدارم، من باسوادترم، من شهری هستم، من بچه ی ناف شهر لام هستم و تو از روستاهای لام هستی و ....
در شهر لام اگر در جایی استخدام شوی و به دوستان صمیمی چند ساله ات بگویی، به جای تبریک گفتن توی صورتتان نگاه خواهند کرده و خواهند پرسید، پارتی داشتی؟
جالب است قیمت زمین و مسکن در شهر لام به اروپا و آمریکا می گوید زکی. و قیمت خانه در برخی قسمت های که تا دیروز جنگل بوده، الان متری 4 تا 5 میلیون تومان است.
شهر شما هم مثل شهر لام است؟

















ادامه مطلب


نوع مطلب : دلنوشته های دوست گلفرنگ، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
چهارشنبه 12 شهریور 1393 :: نویسنده : دوست گلفرنگ



همیشه از چیزهایی که کنترلی رویشان ندارم بدم آمده است. یکی از این چیزها پریود است. چیزی که چه بخواهی چه نخواهی هر ماه مهمانت است و آزارت می دهد. یکی از بدی های زن بودن هم همین است مخصوصا برای دختران تنها که کسی نیست نازشان را بکشد. تصمیم گرفتم با عقل خودم کمی از دردهای طبیعی یم بکاهم. گفتم می خواهم قرص ضدبارداری بخورم. مادرم مثل همه ی مادرهایی که این حرف را می شنوند کلی هنگ کرد و گفت: یعنی میخوای این قرص ها رو بخوری که باردار نشی؟


ادامه مطلب


نوع مطلب : دلنوشته های دوست گلفرنگ، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
چهارشنبه 12 شهریور 1393 :: نویسنده : دوست گلفرنگ
من چند سال پیش عضو فیس بوک شدم. قبلا سالی 2 بار سر می زدم یعنی هر 6 ماه یک بار. الان 1 ماهی است که هر روز سر می زنم. فیس بوک من پر از بچه های دانشگاهمان در دوره ی لیسانس است. از اکثرشان هم خوشم نمی آید. وقتی می خواهم پستی را بگذارم کلی فکر می کنم و سبک سنگین می کنم که این حرف را بزنم؟ نزنم؟ سوء تعبیر نشود، ترور شخصیت نشوم و از این قبیل حرف ها. دقیقا مثل حرف زدن با مادر شوهر. پس تصمیم گرفتم حرف هایم را در این وبلاگ به کسانی بزنم که مرا نه دیده اند و نه میشناسند. به خانه ی مادر شوهر هم گاه گداری سر می زنم تا اگر تولد خواهر شوهر یا برادر شوهری بود به او تبریک بگویم.



نوع مطلب : دلنوشته های دوست گلفرنگ، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
چهارشنبه 12 شهریور 1393 :: نویسنده : دوست گلفرنگ
اکثر آدم ها با داشته هایشان خوشبخت هستند و من با نداشته هایم احساس خوشبختی می کنم. سی ساله ام و شوهر ندارم اما نمی دانم چرا دلم شوهر نمی خواهد، بچه نمی خواهد، ناراحت هم نیستم. روزی وبلاگ دختر مجرد سی و چند ساله ای را می خواندم  نزدیک بود از غصه گریه ام بگیرد. میدانم برای برخی ها مجرد بودن سخت است، اما دلیلی نمی شود یک دختر مجرد سی و چند ساله دنیا را سیاه و تیره و تار ببیند. می توان مجرد بود و از دنیا و زندگی لذت برد. من هیچ وقت متاهل نبوده ام اما معتقدم مجردی هم عالمی دارد. وقتی مجردی انگار ثانیه ها کندتر می گذرند و 24 ساعت تو 48 ساعت است. می توانی بدون فکر کردن به غذا، مشق شب و واکسن بچه و نیازهای غریزی بابای بچه، عصر بروی بیرون و تنهای تنها بستنی قیفی لیس بزنی و از هر لیسش مثل دوران کودکی لذت ببری.برای من بستنی قیفی همان طعم دوران کودکی ام را هنوز دارد. وقتی مادرم برایم بستنی می خرید و در پیاده رو آن را می لیسیدم و زن های چادری با عجله از کنارم رد می شدند و چادرشان میخورد توی صورتم و بستنی به چادرشان مالیده می شد.همین دیروز بود.




نوع مطلب : دلنوشته های دوست گلفرنگ، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
شنبه 8 شهریور 1393 :: نویسنده : دوست گلفرنگ
چند روزی هست وقتی پام رو در دستشویی خونمون می ذارم بوی خوبی به مشامم می رسه. آخه یه رول دستمال کاغذی عطری داره نقش بزرگتری از دستمال بودن رو ایفا می کنه. چقدر یه تغییر کوچولو توی جایی که انتظارش رو نداری میتونه لذت بخش باشه. الان دستشویی خونه ی ما خوشبوترین جای خونه ی ماست.




نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :


فروشندگی ممکن است یکی از ساده ترین کارها به نظر برسد اما به علت ارتباط مستقیم با قشرهای مختلف مردم، نیاز به مهارت های بسیاری دارد که متاسفانه آموزش داده نمی شود و اغلب فروشندگان موفق این مهارت ها را پس از سال ها تجربه و آزمون و خطا به دست آورده اند. در صورتی که در کشورهای توسعه افراد قبل از اینکه فروشنده شوند باید دوره هایی را با موفقیت پشت سر بگذارند. در اینجا چند راهکار را از نطر می گذرانیم...

ادامه مطلب


نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط : زندگی از آ...تا...ی،
جمعه 17 مرداد 1393 :: نویسنده : دوست گلفرنگ




ادامه مطلب


نوع مطلب : آشپزی ایرانی، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط : زندگی از آ...تا...ی،


ادامه مطلب


نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط : زندگی از آ...تا...ی،
چهارشنبه 1 مرداد 1393 :: نویسنده : دوست گلفرنگ
سلام دوستان عزیزم 

من مدتیه مطالبم رو در سایت زندگی از آ...تا...ی ataye.ir  میذارم
خوشحال میشم سر بزنید. مطالبش بسیار متنوع و جالب هست انواع آموزش آشپزی و شیرینی پزی و انواع هنرهای دستی، و مشاوره های روانشناسی رو می تونید توی این سایت ببینید.
نظر یادتون نره

www.ataye.ir




نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
دوشنبه 30 تیر 1393 :: نویسنده : دوست گلفرنگ


برای ساخت این برگ سگ های بامزه به برگ چنار و گلابی نیاز دارید. برای چشم ها میتونید از چشم های آماده استفاده کنید یا اینکه با مقوا چشم ها رو بسازید.
باز هم ازینا براتون می ذارم.




نوع مطلب : کاردستی کودکان، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
یکشنبه 29 تیر 1393 :: نویسنده : دوست گلفرنگ


ادامه مطلب


نوع مطلب : کیک و شیرینی و دسر، 
برچسب ها : بامیه،
لینک های مرتبط : زنئگی از آ...تا...ی،
پنجشنبه 26 تیر 1393 :: نویسنده : دوست گلفرنگ







ادامه مطلب


نوع مطلب : کیک و شیرینی و دسر، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط : زندگی از آ...تا...ی،
چهارشنبه 25 تیر 1393 :: نویسنده : دوست گلفرنگ


ادامه مطلب


نوع مطلب : سالاد، 
برچسب ها : سالاد پسته و هندوانه،
لینک های مرتبط : زندگی از آ...تا...ی،
چهارشنبه 25 تیر 1393 :: نویسنده : دوست گلفرنگ
چهارشنبه 25 تیر 1393 :: نویسنده : دوست گلفرنگ
چهارشنبه 25 تیر 1393 :: نویسنده : دوست گلفرنگ


ادامه مطلب


نوع مطلب : سوزندوزی /گلدوزی، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط : زندگی از آ...تا...ی،


( کل صفحات : 20 )    1   2   3   4   5   6   7   ...   
درباره وبلاگ


سلام دوستان عزیزم
من ذوست گلفرنگ و مستاجر این وبلاگ هستم.
آشپزی و هنر هم زیاد بلد نیستم.
برای اینجور مطالب لطفا به سایت زندگی از آ...تا...ی www.ataye.ir سر بزنید.

مدیر وبلاگ : دوست گلفرنگ
موضوعات
آرشیو وبلاگ
نویسندگان
نظرسنجی
آیا در صورت قرار دادن آموزش نقاشی با تکنیک های مختلف به صورت گام به گام در سایت، آنرا خریداری می کنید؟








آمار وبلاگ
  • کل بازدید :
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • تعداد نویسندگان :
  • تعداد کل پست ها :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :